۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه

زن در دوره ساسانیان

زن در دوره ساسانیان:

** بعد از خواندن مطلب زیر لطفا" خودتان رابطه زن در اجتماع و در خانه و در دانشگاه و در محیط کار را با مردان و بعد از اسلامی شدن و شیعه شدن و آخوندی شدن در ایران مقایسه کنید.
کدامیک به حق و حقوق زن بیشتر توجه شده؟ - این قسمت را بعد از خواندن دیدگاه دوستمان شاهکار اریائی اضافه میکنم که زن اسلامی اکنون  به اندازه بیضه چپ مرد است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مرحبا به اسلام

تصویر سکه شاه بانو پوراندخت



ساسانیان مظلومترین سلسله تاریخ ایران هستند به این دلیل که با سقوط آنها، سقوط ایران هم آغاز میشود و دلخوریها متوجه آنان میگردد. این که می گویند ساسانیان در تاریخ دست برده‌اند درست نیست و نسخه‌های تاریخی این حکومت، منابع اندیشمندان ایرانی آن دوران بوده است. ساسانیان تعصبات دینی نداشتند، به عنوان مثال در دانشگاه «جندی شاپور» مسیحیان نیز درس میخواندند و فردوسی هم در شاهنامه از این حکومت تعریف کرده است. اختلاف طبقاتی در زمان ساسانیان وجود نداشته و برپایه منابع تاریخی، خواندن و نوشتن برای همه آزاد بوده است. اردشیر بابکان نظام نوینی را در این سلسله ایجاد میکند که از ایران وارد غرب می شود. اقتصاد ساسانیان ترکیبی از سرمایه داری و سوسیالیسم بود و نکته بسیار جالب این است که همه مردم بیمه بودند، بدون این که حق بیمه و عوارض پرداخت کنند.
عصر ساسانی از درخشانترین دوران تاریخ ایران است. در هنگام فرمانروایی ساسانیان، زن ایرانی از ارج و پایداشت والایی برخوردار بود. تحصیل و کار برای زنان آزاد بوده است. «گردیه» خواهر «بهرام چوبین» به سپهسالاری و نیز فرمانروایی قلمرو ری رسید. دو بانو: آزرم
یدخت و پوراندخت بر تخت شاهنشاهی ایران زمین نشستند. در داستان ها، بارها میبینیم که شاه ساسانی به گونه ای ناشناس در خانه شبان یا کشاورز مهمان بوده و از میان همین مردم، دختری به زنی گرفته وبعدها فرزندی که از همان دخترشبان یا کشاورز به دنیا آمده بود، به پادشاهی ایران برگزیده می شد. قباد با دختر یکی از دهقانان اهواز زناشویی می کند و کسرا (انوشیروان) زاده میشود.



طش با نخستین جرقه عشق احساس درونی خود را بر زبان می آورد. شیرین خود یک پا مرد است، دور از تحکمات متعصبانه و آسوده از بد زبانی ها و شایعه سازی های مردم محیط و بلفضولان قبیله اش. دخترک با اسب و چوگان سر وکار دارد نه دوک و چرخه، مرد محبوبش را شخصن انتخاب می کند و روزها و شب ها در میدان چوگان و بزم طرب با می نشیند و می گوید و می خندد، بی آنکه حریم حرمتش در هم شکند و به گستاخی های مستانه طرف مجال تجاوزی دهد. در داستان خسرو و شیرین هم واسطه و دلاله‌ای هست اما نه میان همسر آینده و پدر دختر، و نه برای جوش دادن قضیه! در همچو حال و هوایی است که شیرین با همه فوت و فن های دل ربایی آشنا و در همه مقولات لوندی استاد، یک تنه جامه سفر می پوشد و بر اسب می نشیند و به شکار شوهر می رود بی آنکه از رهزنان بیابان و ولگردان شهرهای سر راهش بیمی داشته باشد. ملاحظه می فرمایید چه هم دست و هماهنگ شیخ گنجوی صحنه های داستان را آفریده و پرورانده است. در محیطی بدین آسودگی و استغناست که جوان پر شر و شوری چون پرویز در جنگل انبوه مسیرش، بر سطح آبگیری لبریز از طراوت هوس انگیز بهاری چشم می گشاید و دختر زیبای برهنه ای را مشغول آبتنی می بیند، و عکس العملی هماهنگ با دیگر اجزا و صحنه های داستان نشان می دهد. اگر همچو صحنه در کویر دیار لیلی اتفاق می افتاد تصور می فرمایید رهگذر به گنج رسیده وگرچه نوفل شمشیرزن باشد بدین سادگی و بزرگواری از این خلوت بی مدعی و سفره بی انتظار دست بر می داشت؟! اما در حال و هوای داستان خسرو و شیرین مجال این خشونتها نیست. در این گوشه جهان شاهزاده ای هوس پرست و شهوت زده ای چون پرویز هم چاره ای ندارد جز به صبری آورد فرهنگ در هوش، دیده بستن و دندان بر جگر گذاشتن و به آیین جوانمردی بر فرق هوای نفس پای مردانگی کوفتن و از تماشای اندام لخت زن به سیر طبیعت پرداختن. اینجا است که خواننده بی اختیار مجذوب ظرافت هنر نمایی نظامی می شود و تسلطش در رعایت فنون داستان سرایی در همچو فضای داستانی زن نه تنها احساس حقارت و بیچارگی نمی کند که خودش را یک سر و گردن از مردان بالاتر می بیند و شاه مغرور و محتشمی چون پرویز را از لب آب تشنه برمی گرداند.
«سعیدی سیرجانی» در کتاب «سیمای دو زن» هنگام سنجش میان دو زن ایرانی و عرب (شیرین ـ‌ لیلی) مینویسد: در دیار «شیرین» منعی بر مصاحبت و معاشرت مرد و زن نیست. پسران و دختران با هم می نشینند، با هم به گردش و شکار می روند و با هم در جشن ها ومهمانی ها شرکت می کنند. و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است که به جای ترس از پدر و بیم بدگویان، محتسبی در درون خود دارند و حرمتی برای خویشتن قایلند. دخترها، مادران و پیران خانواده را مشاوران نیک اندیش خویشتن می دانند، و هشداری دوستانه چنان در دل و جانشان اثر می کند که وسوسه های شهزاده جوان عشرت طلبی چون پرویز نمی تواند در حصار پولادین عصمتشان رخنه کند. در سرتاسر داستان خسرو و شیرین بیتی و اشارتی به چشم نمی خورد که آدمی زاده خیرخواه مصلحت اندیشی از عمل نامعقول شیرین انتقادی کرده باشد. در دیار شیرین مردم چنان گرم کار خویشتن اند و مشاغل روزانه، که نه از ورود نامنتظر ولیعهد شاه ایران به سرزمین خود با خبر می شوند و نه پروای سرگذشت عشق شیرین و پرویز دارند. حتی یک نفر هم در این مملکت بی در و دروازه متعرض این نکته نمی شود که در بزم شبانه مهین بانو چه می گذرد و جوانانی چون پرویز و همراهانش چرا با دختران ولایتشان مسابقه اسب تازی و چوگان بازی می گذارند. گویی احدی را عقده ای از میل های سرکوفته بر دل ننشسته است. دختری سرشناس یکه و تنها بر پشت اسب می نشیند و بی هیچ ملازم و پاسداری از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون می تازد و وقتی که محروم از دیدار یار نادیده به دیار خود برمی گردد، یک نفر مرد غیرتی در سرتاسر مملکتش پیدا نمی شود تا بپرسد چرا رفتی و کجا رفتی؟ دنیای شیرین دنیای گشاده ی بی پروایی ها است، دنیایی است که جزییاتش با یکدیگر هماهنگی دارد. شیرین دست پرورده زنی است که سترگی از مردان بیشتر دارد، دختری ورزشکار، نشاط طلب و طبیعت دوستی است که بر اسب گردش زمانه و اندیشه و رفتار برمی نشیند و با جماعتی از دختران هم سن و سال خویش که از برقع نیست ایشان را روی بندی، هر یک با فنون سوارکاری و جنگ آوری و دفاع از خویش چنان آشنایی دارند که در معرکه مبارزه کنند. دختری که در چنین محیطی بالیده است در مورد طبیعی حق مشروع خویش یعنی انتخاب شوهر نه گرفتار حیای مزاحم است و نه در بند ریای محبت کش. آخر در محیط او هیچ دختری را به جرم زیبایش به قداره نکشیده اند و به جرم نگاه محبتی به زندان سرای حرم نسپرده اند و داغ بدنامی و رسوایی بر جبین بختش ننهاده اند، تا او بترسد و عبرت گیرد و در نخستین برخوردش با تصویر پرویز ابرو در هم کشد و روی بگرداند و دزدانه ای از گوشه چشم قناعت ورزد. او به حکم تربیتش و محی

«کریستیان بارتلمه» در رساله «زن در حقوق ساسانی» اشاره میکند که: تربیت علمی در میان زنان شاهنشاهی ساسانی شیوع داشته است. کتاب حقوقی «مادیکان هزار دادستان» گزارشی را از نوشته یک قاضی محقق نقل می کند که وی را روزی، 5 زن در سر راهش به دادگاه نگه می دارند. یکی از زنان سوالاتی راجع به مسایل حقوقی مربوط به ضمانت و اهلیت می کند. قاضی مذکور یادآور می شود که نخست پرس و گو به خوبی برگزار شد لیکن در پاسخ آخرین سوال در جای خود ایستاده و هیچ گونه جوابی برای آن نمی دانستم. در این هنگام یکی از زنان، قدم پیش نهاده می گوید: «استاد بیهوده به مغز خود فشار نیاورید و به آسانی بگویید: نمی دانم! و ضمنا می توانید پاسخ این سوال را در فلان کتاب بیابید»! در اینجا ملاحظه می کنیم که حتی مطالعه و تحصیل علم حقوق در میان زنان عصر ساسانی بیگانه و نامأنوس نبوده است. و تصور نمیرود که این علاقه به مطالعه، در مورد رشته های عمومی تر و غیر اختصاصی تر کمتر موجود بوده است. دختر می توانست به پدر و یا قیم خود اظهار دارد که از قبول ازدواج پیشنهادی او خودداری خواهد کرد، و پدر نیز ناگزیر از قبول سخن وی می گردید. بدین ترتیب، پدر مجاز نبوده است که دختر خود را به ازدواج مجبور کند و یا حتی هنگام اجتناب دختر خود از ازدواج، نمی توانسته است او را از ارث محروم سازد و یا به وسیله دیگری او را کیفر دهد. در مورد این گونه مسایل، مردم عصر ساسانی، کم تعصب و دارای سعه‌ی صدر و افق نظر و بینشی بلند بوده اند. زن می توانسته است در دادگاه به نفع خود اقامه دعوی کند. در موارد متعددی گزارش شده است که شوهری حق تصرف در قسمت معینی از اموال خانوادگی و یا بهای آن را صریحا" به زن خود واگذار کرده است. در یک مورد جالب دیگر می خوانیم که مردی با دو زن قراردادی می بندد که یک شرکت سهامی تجارتی تشکیل دهند و در این شرکت هر یک از سه طرف دارای حقوق برابر باشند به استثنای حق فسخ قرارداد که از برای مرد باقی می ماند. از آنچه که منابع و مآخذ ما با اطمینان خاطر در اختیار ما می گذارند، می توانید ملاحظه کنید که زن در شاهنشاهی ساسانی، به راستی راه تعالی و استقلال حقوقی خود را می پیموده و نیز بخش بزرگی از این راه را در پشت سر داشته است. لیکن پیروزی عرب و سقوط شاهنشاهی ساسانی دوباره موجب شد که این موفقیت های زن، همه یکباره طریق زوال و تباهی در پیش گیرند.



برگرفته از سایت زیر:
امید عطائی فرد
تارنمای هخامنشیان
این مطلب به تاریخ چهارشنبه تیر شید 14 بهمن ماه2568 شاهنشاهی برابر ب
14بهمن ماه1388 شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشت شدا
چهارشنبه14 بهمن ماه1388 شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۳۱ نظر:

  1. اسحق فتحیdani7kel.persianblog.ir۱۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱:۳۲

    اطلاعات خوب و کاملی بود مرسی

    پاسخحذف
  2. در ضمن این طور که نوشته شده شیرین فردی ارمنی بوده . حال من متوجه نشدم منظورت از دیار شیرین ، ارمنستان هست یا ایران . که البته در آن دوران ارمنستان جزو فرمانروایی ایران بوده اما طبیعتاً تفاوت فرهنگی وجود داشته است .

    پاسخحذف
  3. نبشته های استاد عطایی فرد همواره پرمغز و خواندنی و بنیاد دار بوده اند و نباید از آنها سرسری گذشت. راستی را که جایگاه زنان در ایران باستان ، بسیار والا بوده و زن ها را آنگونه که شایسته شان بود می ستاندند. شاید نتوان آن جایگاه والا را و آن ارج گذاری بی مانند را با هیچ دوره ی تاریخی ای سنجید ، اما دانستن این گونه دانستنی ها می تواند به ما گوشزد کند که چه بودیم و چه هستیم. البته باید برای بانوان این سرزمین آموزش گر تر باشد و آنها را به خود آرَد که این چنین به خوارمایه گی و فروکوفتگی دچار شده اند و من این را نه از ددمنشی و چیره گی مردان که تنها از خود کم بینی و دست کم گیری خودِ بانوان می دانم

    پاسخحذف
  4. نوشین جان میام پیشت.
    فردا امتحان دارم!

    پاسخحذف
  5. درود...

    باسپاس...

    زنده و پاینده باد ایران بزرگ پارسی...

    زن درایران بزرگ وبافرهنگ باستان ،ارزشهای بزرگی داشته چنانکه روزی به نام زن(اسپندارمزد)بوده و این همه درروزگاری بوده که تازیهای بیابانی(عربها)دختران خود رازنده به گور می کردند و دختربرای شان ننگ بود.

    پاسخحذف
  6. درود بر تو آریایی
    متن برانگیزاننده ای بود
    این چه که امروز در جامعه میبینیم نتیجه ی هزار و چهارسد سال
    خرابکاریست بدرود

    پاسخحذف
  7. درود
    نوشتاری نیکو بود
    زنان در ایران باستان از ارزش و قدرت خاصی برخوردار بودند و حتی حکومت می کردند......
    پاینده ایران

    پاسخحذف
  8. درود نوشين عزيزم ممنون كه بهم خبر دادي چون مدت زيادي بود كه نسك جديد آپلود نكرده بودم اين اتفاق افتاد و حسابم بسته شد در اولين فرصت درستشون ميكنم
    شاد باشي

    پاسخحذف
  9. درود
    ممنون كه اومدي بخدا خجالتم ميدي همش تو مياي ببخشيد
    بدرود

    پاسخحذف
  10. اصولا زن در هر دوره ای وضعیت بهتر از الان ایران در قرن 21 داره!! ومتاسفانه بعضیا هنوز شعارهای ضدفمینیستی صداو سیمایی رو خوردند و تحویل میدنن... اصلا میدونین هیچ جا به اندازه ایران ضد فمینیستها حرف نمیزنند!! مگه اونها چه کرده اند؟ هرچه کرده اند که اینجا نرسیده... جز حق رای که اونها واسه زنهای دنیا با مبارزه گرفتند...

    واما دوره ساسانیان بازهم فکر می کنم دوره هخامنشی اوضاع بهتر ازاونم بوده...

    حتی دوره مغول هم چندان بد نبوده..

    پاسخحذف
  11. از دین مشتی عرب بیابانی بیش از اینهم انتظاری نمی رود.
    عرب های امروز را ببینید و تصور کنید 1400 سال پیش با شمشیر و شکم گرسنه و شهوت بی اندازه چه بوده اند.

    پاسخحذف
  12. درود
    نوشين جان سرزمين پهلوان خيز و مردم سرافرازي داشتيم كه همه اش به دست آخوند هاي پيش از اسلام و پس از اسلام نابود شد نوشته ات بسيار غور انگيز و زيبا بود

    پاسخحذف
  13. درود نوشین عزیز
    مطلب تاریخی جالب و مهمی بود
    خوکان اسلامی مرتب در تلاشند تا آن دوران را وقیح و کثیف نشان دهند تا بدین ترتیب دین ضد بشری و حیوان منشانه ی خودشان یعنی اسلام را موجه جلوه دهند
    علیه حکومت و شاهان بزرگ به خصوص شاهان هخامنشی بدگویی میکنند تا پیامبر پستی چون محمد تازی را بزرگ و شریف نشان بدهند
    این دین اسلام بود که زن را به چنین مقام کریه و پستی رساند
    زنده باد ایران عاری از اسلام
    پیروز باشی

    پاسخحذف
  14. با درود بر نوشین عزیز
    ننگ بر اعراب هوس پرست که ما را نابود کردند
    تا مهرگان داریم به والنتاین نیازی نداریم
    بروزم
    راستی هر سه تارنمای شما لینک شد

    پاسخحذف
  15. تا مهرگان داریم به والنتاین نیازی نداریم

    پاسخحذف
  16. درود
    با اجازتون نام وبلاگ شما را در لیست پیوند ها و دوستان خود در وبلاگم افزودم. از آشنایی با شما خوشحالم نوشین گرامی.

    پاسخحذف
  17. درود بر نوشین گرامی
    نوشین جان چگونه میشه مقایسه کرد مانند آن است که بگویی راستی را با دروج مقایسه کن .
    شاد زیوی
    پیش بسوی یگانگی آریایی

    پاسخحذف
  18. درود
    ببخشيد چيزي شده ؟ چرا اينقدر عصبي هستي

    پاسخحذف
  19. درود
    بعد میگن اسلام مقام زن را از فرش به عرش رساند!!!

    پاسخحذف
  20. ارد بزرگ می گوید : برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است.

    پاسخحذف
  21. درود
    خوب اونم به اصل كاري بر ميگرده اونا كه تقصيري ندارن بازم ...
    بدرود

    پاسخحذف
  22. سلام دوست عزیز
    از مطالبت لذت بردم
    دیدن وبلاگت شادم کرد
    من هم مثل شما فکر میکنم
    یعنی بسیار نزدیک به شما
    ولی با این تفاوت که به نظر من
    کسانی که هم کیش شما هستند در موضع خوبی قرار دارند شما باید مواضع مخالف را کمک کنید که به راه شما بیایند که من فکر میکنم با این ادبیات شما مخالفان موضع مخالف گرفته و متعصبانه برخورد می کنند
    در واقع شما باید برای مخالفان بنویسید نه موافقان

    البته این نظر منه و میتونه اشتباه باشه

    دوست دارم به دیدنم بیای و چندتا از پست هام رو بخونی و نظر بدی
    منتظر پیشنهادهای شما هستم

    پاسخحذف
  23. با سپاس از شما دوست ارجمند با يد بگويم هنگامي كه ما ايرانيان با پيشينه تاريخي بسيار كهن در اوج تمدن و شكوفايي بوديم هنوز آدم ابوالبشر اين پدر رانده شده ي اقوام سامي آفريده نشده بود.و ما تنها مردم گيتي هستيم كه حتي براي زندگي انسانهاي نخستين در اين كهن بوم تاريخ و سند داريم و تاريخ ما ايرانيان مراحل زندگي انسانهاي نخستين را از زمان پيدايش تا زندگي غارنشيني و حتي سخن گفتن و زبان اموختن و رشتن بافتن و نوع پوشش آنها را بازگو ميكند و هزار افسوس كه در روزگار سفله پرور ما چنان ستمي بر اين همه تمدن و پيشينه رفته است كه در هيچ زماني پيدايي ندارد و ما با وجود بزرگاني چون زرتشت و كوروش و داريوش و بزرگمهر و فردوسي وصدها شخصيت ديگر كه دنيا به داشتن شان افتخار ميكند و مايه فخر بشريت اند . اما خود ما بايد بدنبال الگو در ميان تازيان بيابانگرد كه حتي خودشان هم همديگر را قبول ندارند بگرديم /هزاران دريغ و افسوس!!!


    جاويد باد سرزمين مزدا آفريده ايران

    پاسخحذف
  24. سلام سلامبه عاشقان اهورا مزدا پیامبر ایرانیان ..........خوبی؟ با طنز جدید به روزم.........ببینم اول میشی.......منتظرتم...سبز باشی.......یا حق....راستی اگه لینکم کردی ادرسمو تصحیح کن

    پاسخحذف
  25. کل این رژیم و عقاید 1400 ساله پوچ و مزخرفش سرطان است باید این غده چرکین را هرچه زودتر در آوریم که همه غده های چرکین خودبخود خوب میشوند

    پاسخحذف
  26. درود نوشین جان
    سپاس از حضور سبز و پیام های پرمهرت
    لینک ها را اصلاح کردم
    پیروز باشی
    پاینده ایران

    پاسخحذف
  27. درود
    میخو را نگرفته‌اند بانو نوشین!
    میخو تازه جان گرفته بعد از حدود 4 ماه!!!

    پاسخحذف
  28. سلام دوست خوبم
    اگه دقت کرده باشین ابتدای پستم درست تو خط اول نوشتم : « این پست از کامنت دوست همرزم سبزم صلح است »
    شما اگه کامنت های پست قبلی منو بخونین می بینین که یکی از همرزمای سبزمون به نام صلح این کامنت رو برای من گذاشته و منم کامنت ایشون رو تو پستم گذاشتم .
    این رو هم ابتدای پستم اعلام کردم .
    به امید پیروزی حق بر باطل .

    پاسخحذف
  29. اسحق فتحیdani7kel.persianblog.ir۲۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۵۷

    درود بر شما و حضور همیشگی تان - زنده باشید

    پاسخحذف