۱۳۸۸ آذر ۱۳, جمعه

تاریخچه مسجد سلیمان (پارسوماش)

تاریخچه مسجد سلیمان:

مسجد سلیمان یا پارسوماش شهری است تاریخی که در میان کوه‌های زاگرس در استان خوزستان واقع شده است.
این شهر از شمال غرب به شهرستان
شوشتر، از شمال تقریبأ به بخش لالی، از جنوب شرق به شهرستان ایذه، و از جنوب غرب به شهر اهواز ارتباط دارد. ساکنان این شهر را طوایف مختلفی از قوم بختیاری تشکیل می‌دهند ولی با کشف نفت در منطقه افراد دیگری از سایر مناطق بختياري بمنظور کسب و کار به این شهر آمده و رفته رفته بصورت دایم در این شهر ساکن شدند .

گذشته و وضع کنونی مسجد سلیمان:
اوج شکوفایی تاریخ معاصر مسجد سلیمان به غیر از نفت مربوط به دوران
مشروطیت می‌باشد، در عصر مشروطه مردم مسج دسلیمان نیز مانند سایر روشنفکران و دلیران بختیاری فتوای روحانیت را لبیک گفتند و علیه استبداد صغیر قاجار به فرماندهی سردار اسعد بختیاری (فاتح ملی)قیام کردند و ظفرمندانه اصفهان و تهران را فتح نمودند،
البته نقش مردم مسجد سلیمان در ملی شدن صنعت نفت و مقابله بااستعمار انگلیس درنفوذ به مناطق بختیاری، مبارزه با طاغوت و شرکت درهشت سال دفاع مقدس استوار همچون شیرهای سنگی مثال زدنی است، اما در حال حاضر از چاه‌های نفت این شهرستان روزانه نزدیک به ۴۰٬۰۰۰ بشکه نفت استخراج می‌شود.

با اینکه سد شهید عباسپور و سد مسجد سلیمان، (از جمله بزرگ‌ترین سدهای ایران) در جوار این شهر قرار دارند، مردم از نظر آب هنوز در مضیقه بوده و بصورت ساعتی (سه تا چهار ساعت در روز) از آب استفاده می‌کنند.
مردم بعضی مناطق مسجد سلیمان به جهت وجود میدان‌های گازی، گاه دچار مسمومیت‌های ناشی از استنشاق بوی گاز می‌شوند و در مواردی ساکنین شهر طی یک برنامه ضربتی مجبور به نقل و انتقال شده‌اند.
** نشت گاز و نفت در مناطقی از شهر گاهی حادثه ساز شده و باعث بروز انفجار در منازل مسکونی می‌شود!!
منبع : ویکی پدیا
********************
در مورد وجه تسمیه مسجد سلیمان:
در این مورد داستانها گفته و افسانه ها آورده اند که شاید از لحاظ تاریخی هیچکدام حقیقت نداشته باشند.
** آتشکده ای از دوران باستان در یکی از محلات این شهر بنام سر مسجد باقی مانده که نام شهرستان از آن گرفته شده است .
بنا به گفته یاقوت حموی ( در آنجا آتشکده ای قدیمی موجود است که تا روزگار هارون الرشید روشن بوده ) سنگهای سترگ در بنای آن بکار رفته که سنگینی تخته سنگهای عظیم به قدری است که حتی بیست مرد قدرتمند قادر به حرکت دادن آن نیستند!!
چون ساکنین این حدود خصوصا" در خلال قرون وسطی بکار بردن اینگونه مصالح ساختمانی را از قدرت بشری خارج دانسته اند ساختن آنرا به دیوها نسبت داده اند و چنین گفته اند که حضرت سلیمان وقتی بر قالیچه معروف خود می نشست به هنگام نماز هر جائی که می رسید فرود میآید و دیوان فورا" مسجدی برای او بنا می کردند تا سلیمان نبی در آن نماز بگذارد و اثر مذبور یکی از مساجدی است که آن را مسجد سلیمان می نامند. ولی حقیقت آن است که بر بالای صفحه مسجد سلیمان آثاری است که حاکی از وجود آتشگاه میباشد.
واقعیت آنست که: مسجد سلیمان آتشگاه و یکی از مراکز زردشتیان بوده است و علت انتخاب این محل از این نظر بوده که بر اثر گاز نفتی که از خلل و فرج زمین بالا می آید و متصاعد می شد این مکان را بوجود می آورد تا آتش جاوید بر پای دارند. هنگام حمله اعراب که کلیه آثار ارزشمند تاریخی به تخریب کشانده می شد طبعا" نوبت این اثر نیز رسیده بود ولی ایرانیان چون آگاه بودند که اعراب نسبت به اماکن مذهبی احترام قائلند لذا برای جلوگیری از تخریب آن چنین عنوان کردند که این محل مسجد سلیمان بوده است. این تدبیر باعث شد که تا مدتی از ویرانی آن جلوگیری شود ولی اعراب بعد ها از عبادت سری ایرانیان که شبانه انجام می گرفت پی به واقعیت امر بردند و پس از چندی آن آتشکده را به سرنوشت سایر آثار باستانی دچار کردند و نام مسجد سلیمان از آن تاریخ برجای مانده است.

زبان وقوميت:
زبان مردم فارسي وداراي لهجه لري بختياري وازنظرقوميت ازدوشاخه هفت لنگ و چهار لنگ تشکیل شده است.
*** درحال حاضرمسجدسليمان بيش از15هزارنفربيكاردارد ومردم ازوضع معيشتي مناسبي برخوردار نیستند .
برگرفته از سایت زیر:
http://www.f64.blogfa.com/cat-3.aspx
**************

اوضاع تاريخي مسجدسليمان :
در چهارده الي پانزده هزارسال قبل از ميلاد مسيح پروفسور گيرشمن باستان شناس معروف فرانسوي در سال 1334 پس از يك سري حفاري در مسجدسليمان و حوالي آن، در 25 كيلومتري منطقه لالي در محلي بنام پبده به غاري برخوردنمود كه افرادي بيش از چهارده الي پانزده هزارسال قبل ازميلاد مسيح در انجا سكونت داشته اند. اسكلتهاي آنان روي هم انباشته شده است. باحتمال قوي، قومي كه در نزديكي غار پبده لالي و در اشگفت هاي اطاف آن سكونت گزيده اند ، از اقوام آريايي ايراني الاصل بوده كه در زمانهاي گذشته بصورت پراكنده و عشيره اي در اين سرزمين پهناور زيست مي نموده اند. از اين آثار در كوههاي بختياري بسيار است كه متأسفانه تا كنون كشف آنها به علت صعب العيور بودن راهها و نبودن امكانات ميسر نگرديده و تا بحال بصورت بكر و دست نخورده باقي مانده است، مثل «هفت دختران» در زردكوه يا «غارعروس» در دامنه كوه منار.
بطور خلاصه مسجدسليمان فعلي مقر حكومت نشين آريائيهاي ايراني الاصل بوده و هر قومي كه در خوزستان به حكومت رسيده است، براي اولين بار در اين شهر سكونت داشته اند و چون وضعيت آب و هواي آن مناسب حال اقوام گذشته نبوده و پس از مدت كوتاهي حكومت، اين محل را ترك و بجاي خوش آب و هواي بهتري كوچ كرده و اين شهر را تخليه نموده اند.
*** مهم
اگر ما اسكلتهايي كه در غار پبده و بتهايي كه در پائين قلعه دلا وجود دارند را مورد بررسي تاريخي قرار دهيم، خواهيم ديد كه اين شهر بيش از تاريخهاي مذكور سابقه تمدن دارد و به همين سبب بوده كه هميشه موجب تهاجم اقوام ديگر بوده است.
مسجدسليمان در زمان پيشداديان :
اين شهر در زمان پيشداديان، كيومرث، طهمورث، هوشنگ، جمشيد و ساير پادشاهان قدرتمند پيشدادي، مدتي نيز پايتخت آنان بوده است. در مسجدسليمان بوده كه هوشنگ پيشدادي در اثر برخورد دو سنگ چخماق بهم و بعلت نشت گاز در سطح زمين، شعله آتش برافروخته شد و از آن تاريخ تاكنون بوجود آمدن آتش را به اين پادشاه پيشدادي نسبت مي دهند.
متأسفانه چون مسجدسليمان از نظر كم آبي و نداشتن زمينهاي زراعتي و نشت گاز، مناسب زندگي نبود، به شوشتر رفته و بناي آن شهر را گذاشته اند. سپس به سوي شوش كه از نظر اقليمي نيز مناسب تر بوده، رفته و آنجارا هم بنا نهادند.
پس اين دو شهر در زمان پيشداديان ساخته شده. مناسب تر بوده، رفته و آنجا را هم بصورت اسب طرح كرده است.
مسجدسليمان در زمان كيانيان :
اين شهر نيز بعلت وضعيت جغرافيايي خاصي كه در آن زمان داشت، مدتي مركز حكمفرمايي پادشاهان كياني بوده و كاخهايي نيز در اين شهر ساخته اند كه بر اثر هجوم اقوام ديگر خراب و ويران شده و هر قومي بنا به سليقه خويش آنها را بازسازي كرده است. حكومت اين قوم بيشتر در رامهرمز كه در آن زمان سمنگان ناميده مي شده، ايذج(ايذه) و سوسن بوده است.
اكثر مجسمه هايي كه در دامنه كوههاي بختياري «دلا، كمفه، تاراز» وجود دارد، به اين قوم پرقدرت ايراني نسبت داده شده است.
مسجدسليمان در زمان ايلاميها (عيلاميها):
اين شهر مدت زيادي مقر حكومت قوم ايلام (عيلام) بوده است، بعلت وضعيت توپوگرافي خاصي كه اين شهر داشته از يكطرف به سلسله جبال زاگرس و از دوطرف ديگر به لرستان و عربستان محدود مي شده و از طرفي چون ايلاميها برخلاف ساير اقوام بيشتر دوست داشتند كه در كوهستانها زندگي كنند! بنابراين بيشتر در ايذه و كوههاي شمي، پيون و سوسن كه شوشياناي كبير خوانده مي شد ساكن بودند. اين قوم نيز در شوش و هفت تپه نيز مدت زيادي حكومت نمودند و ساختمانهاي زيادي در شوش، شوشتر و اهواز ساختند كه هنوز آثار و بقاياي آنها در اطراف شهرهاي مزبور موجود است.
مسجدسليمان در زمان سيماشاين قوم كه هم اكنون به قوم بختياري معروف است:
در حدود 1850 الي 2200 سال قبل از ميلاد و شايد پيش از تاريخهاي مذكور وجود داشته است. زيرا قبل از قوم ايلمائيها، در دامنه هاي كوههاي زاگرس سكونت داشتند و حكومتي را بنام سيماشكي تشكيل دادند و تا زمان قوم ماد نيز اين قوم در دامنه هاي زاگرس حكومت مي كردند و حدود حكمفرمائي آنها نيز از مسجدسليمان تا بازفت بوده است.
مسجدسليمان در زمان ايلمائيها:
اين قوم نيز مدت كوتاهي در اين شهر حكومت كردند و مقر حكومت آنها بيشتر در دامنه هاي زاگرس، چلو، بازفت، انديكا و كوه سفيد بوده است. اين قوم مدت زيادي حكومت ننمودند.
آثار و بقاياي تاريخي آنها:
مجسمه هايي بودند كه چندسال پيش در نزديكي شيرين يهار «شيمبار» بين چلو و بازفت در دامنه كوه تاراز توسط اداره ميراث فرهنگي كشف و ضبط گرديده است.
*** مردم مسجدسليمان در زمان قوم ماد هم که يكي از اقوام قديم آريائيهاست در اكثر بلاد ايران بصورت چهارطايفه پراكنده بودند و از آريائيهاي مهاجري هستند كه از سرزمين يخبندان سيبري شوروي به قفقاز آمده و از آن طريق وارد خاك ايران شدند.
اين قوم مدت زيادي درايران حكومت نمودند و در شهرهاي مختلف اين مملكت، كاخها ساختند و پايتخت خود را همدان قرار دادند. سپس به شوش آمدند و در اين شهر نيز كاخهاي مجللي بنانهادند. سپس مدت كوتاهي هم در مسجدسليمان، ايذه و رامهرمز رفتند اما به علت نبودن امكانات در آن روزگار به شوش بازگشتند.
ناگفته نماند تمام شهرهاي خوزستان و شايد بتوان گفت تمام خاورميانه و آسياي صغير تحت تسلط اين قوم قدرتمند بودند.
در شهرستان مسجدسليمان تا دامنه هاي كوه زاگرس آثار زيادي از اين قوم قدرتمند مشاهده مي شود كه اقتدار و جهانگيري آنان را به اثبات رسانده است.

مسجد سلیمان در زمان هخامنشیان:
مسجد سلیمان خزانه و انبار پادشاهان هخامنشی بوده است . هخامنشیان کاخهای زیادی در حومه مسجد سلیمان ساخته اند که عبارتند از: قلعه بردی / در اندیکا / قلعه لیت در نزدیکی قلعه بردی و قلعه دیزه ورازه در بالای کوه دلا به سمت شمال و پل نگین در شیرین بهار و سایر آثار دیگر ...
در سال 539 قبل از میلاد کوروش هخامنشی به بابل حمله نمود و پس از تسخیر بابل کشور پرس ( ایران ) را بنا نهاد
*** مهم
پارسوماش یا مسجد سلیمان فعلی را می توان اولین شهر آریائیان و نیای پاسارگاد و تخت جمشید نامید و بنیانگذار آن را که هخامنش یا چیش پیش بوده اندآغاز گر شهر نشینی پارسیان و ایجاد کشوری دانست که ایران می خوانیمش.

مسجد سلیمان در زمان اشکانیان یا پارتها:
پادشاهان این سلسله اکثرا" بصورت عشیره ای زندگی می کردند و جای مشخصی را نداشتند البته بیشتر این سلسله در کوهستانهای غربی ایران و دامنه های زاگرس سکونت می کردند و همیشه در جنگ و جدال بودند . کاخهائی که در دوره آنان ساخته شده خیلی کم است . فقط به احتمال قوی سد خاکی برای آبیاری مسجد سلیمان جلوی رودخانه کارون بسته اند که ممکن است از همین دره بحندینه که اکنون از دوطرف مسدود گردیده آب به مسجد سلیمان می آمده و دشتهای بتوند و شعیبیه شوشتر را آبیاری می نمودند.

مسجد سلیمان در دوره ساسانیان:
این شهر در زمان ساسانیان یکی از آباد ترین و پر رونق ترین شهرهای ایران بشمار می رفته
در بعضی از کتب تاریخی آن را عروس شهر های خوزستان می نامیدند.
علت اینکه ساسانیان نسبت به مسجد سلیمان توجه بیشتری از خود نشان دادند به این خاطر است که چون یکی از قدیمترین شهر هائی بوده که اقوام پیشین در آن حکومت کرده اند و بدین منظور به آن توجه خاصی داشتند و در آبادانی آن کوشش فراوانی نمودند و حتی روزدخانه کارون که اکنون پل قدیمی ارتباطی بین مسجد سلیمان و اندیکا روی آن احداث شده است مادر اردشیر بابکان آن را ساخته و پایه وسطی پل قدیم گدار لندر که به شکل ذوذنقه است بدست این بانوی مهندس ساسانی ساخته شده است.
اکثر آثار باستانی که درا شگفت سلمان ایذه دوپلون و کول فرح وجود دارد و مربوط به دوره ساسانی است
قبلا" پلی که روی رودخانه دوپلون احداث شده و یکی از عجیب ترین ساختمانهای دنیاست بدست این بانوی مهندس ایرانی بنا گردیده است.
به هر حال تمام سدها و کانالهای آبیاری که در خوزستان وجود دارد در دوران پادشاهان ساسانی ساخته شده اند بخصوص پلها که معروفترین آنها پلی است در شوشتر که بدست والریانوس امپراطور روم که توسط شاپور اول اسیر گردید ساخته شده است.

مسجد سلیمان در زمان سلجوقیان:
ترکان سلجوقی مدت چند سالی در این شهر سکونت کردند و مقر فرمانروائی آنها بیشتر در اندیکا / تبی و گلگیر قرار داشته است.

مسجد سلیمان در زمان صفویه:
این شهر در زمان صفویه مخصوصا" شاه طهماسب اول شهری آباد بوده که در اطراف آن تنباکو و سایر حبوبات که در آن زمان شهرت فراوانی داشته است کاشته می شد.

مسجد سلیمان در زمان افشاریان:
این قوم از طریق شوشتر و دشت بتوند به مسجد سلیمان وارد شدند و مدت زیادی در این منطقه نماندند و راه کهگیلویه و بویر احمد را در پیش گرفتند.

مسجد سلیمان در زمان زندیه:
در زمان حکومت کریمخان زند که وی از اصفهان به شیراز رفته بود توانست خانواده خود را به خاطر امنیتی که در زمین بختیاری ها داشت از اصفهان به مسجد سلیمان کوچ دهد تا نهایتا" به شیراز فرستاده شوند.

مسجد سلیمان در زمان خلفای عباسی:
این شهر نیز همانند شهر های دیگر ایران از حملات اعراب مصون نماند و در زمان خلافت بنی عباس مورد هجوم آنان قرار گرفت. آنها کلیه آثار و بقایای تمدن کهنی را که در این شهر و اطراف آن وجود داشت از بین برده و با خاک یکسان کردند!!
*** مهم
ضرر هائی که اعراب به ایران وارد نمودند بیش از زیانهائی بوده که در حملات مقدونی ها و مغولها کشور ما متحمل شده است.

مسجد سلیمان در زمان قاجاریه:
همه میدانیم که سرزمین مسجد سلیمان در قرون وسطی تلغر و تا آغاز فعالیتهای اکتشافی صنعت نفت جهانگیری نامیده میشد و با حفر چاه شماره یک خاور میانه به میدان نفتون تغییر یافت.

مسجد سلیمان در زمان پهلوی:
در سال 1303 خورشیدی رضا شاه پهلوی به همراه وزرای کابینه و خوانین بختیاری آن دوران به مسجد سلیمان سفر کرد و پس از بازدید از تاسیسات نفتی شهر و مشاهده قدیمی ترین آتشکده ایرانیان باستان در این شهر لایحه ای از طرف خود به مجلس ارائه نمود و از همان تاریخ نام این شهر از میدان نفتون به مسجد سلیمان تغییر یافته است.



برداشت از کتاب:
تاریخ مسجد سلیمان / تحولات صنعت نفت
از: دانش عباس شهنی


این مطلب به تاریخ18 آذر ماه 2568شاهنشاهی برابر با

18آذر ماه 1388شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۷ نظر:

  1. اسحق فتحیdani7kel.persianblog.ir۱۸ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۳:۲۲

    با سلام اطلاع رسانی بسیار خوبی البته در مواردی نیاز به تصحیح دارد مثلن شهر گتوند به اشتباه بتوند نوشته شده یا اینکه همانطور که خود نوشته اید بقایای استخوان های یافته شده در تنگ پبده مربوط به 15000 سال پیش است در حالیکه آریائیها حدود 3 هزار سال پیش از سرزمین های شمال اروپا به ایران مهاجرت کرده اند پس این آثار مربوط به ساکنین اولیه سرزمین ایران بوده که به احتمال زیاد از اقوام ایلامی بوده اند-با اینحال بعنوان یک بختیاری از توجه شما سپاسگذارم- زنده باشید

    پاسخحذف
  2. درود بر نوشين گرامي
    زيبا بود از تلاشتان در شناساندن اين مكان ها به ما سپاس
    شاد باشيد
    روز فرا خواهد رسيد........

    پاسخحذف
  3. با درود به برادر آریایی پارسوماشی.به امید فرهنگ سازی برای ایرانیان و کارگردانان بی سوادی که از روی نا آگاهی خوزستان آریایی بختیاری را عرب میدانند.مطلبی در همین زمینه دارم خوشنود میشم به من سری بزنی .و اگر مایل بودید به من گزارش بدهید که با چه نامی شما را پیوند دهم.بدرود

    پاسخحذف
  4. با درود به همشهری آریایی نژادم.خوشنود میشم که گئوم به ما سری بزنه.با آخرین پست به نام خوزستانی سیاه و عرب نیست چشم به راهت هستم تا دست در دست هم در این راه فرهنگسازی کنیم که مشتی عرب اقلیت صاحب خوزستان نیست و برای هم میهنان و کارگردانان نا آگاه بی سوادی که خوزستانی را با لباس عربی نشان میدهند توضیح دهیم که خوزستان مامن بختیاری های آریایی وطن پرست است.خونشود میشم به من سری بزنی و به من گزارش بدهی که با چه نامی تارنگارتون رو در لیست پیوندهای تارنگارم جای دهم.پاینده ایران.شاد ایران.بدرود

    پاسخحذف
  5. جواب مدیر وبلاگ به سرباز ساسانی۱۸ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۶:۱۷

    سرباز ساسانی متاسفانه قسمت نظراتت باز نشدند تا جوابمو بهت بدم به هر حال من لینکت کردم شما هم منو با نام ایران لینک کنید
    در ساعتها و روزهای آینده هم سعی میکنم به وبلاگتان بیآیم و نظر خود را آنجا هم بگذارم
    درضمن من پسر نیستم و دختر هستم
    به امید دیدار بهتر و بعدی

    پاسخحذف
  6. درود
    زيبا بود ممنون من كه خوم تو خوزستان م و اينطور كه معلومه 30 كيلومتر باهاش بيشتر فاصلم نيست از همچين جايي خبر نداشتم اما حالا فهميدم (:
    ممنوون

    پاسخحذف
  7. با سر افرازی به لیست پیوندهایم افزوده شدید.پاینده ایران.شاد ایران.بدرود

    پاسخحذف
  8. درود بر شما دوست عزيز...
    ممنونم از اطلاعات جامع و كامل راجب مسجد سليمان به منم سر بزنيد

    پاسخحذف
  9. درود نوشین عزیز
    ممنون از این اطلاعات خوبت
    واقعا هر گوشه این سرزمین به اندازه دنیایی زیباست و جاذبه های فراوانی دارد.
    حیف که این مرز و بوم به دست نا اهلانی افتاد که چون ایرانی نیستند با ایران سنیزی خود همه جا را به نابودی کشاندند و می کشانند.
    ممنون و موفق باشین

    پاسخحذف
  10. درود

    با ((روشنگری در طول تاریخ)) به روز شدم.

    بدرود. پاینده ایران

    پاسخحذف
  11. درود
    واقعا برای وبلاگهات و مطالبی که توشون میذاری زحمت میکشی...دستت درد نکنه...مثل همیشه پربار...آفرین

    پاسخحذف
  12. درود بر تو شهر مسجد سلیمان همیشه برای من جالب بوده است به خاطر این مطلب جالبت سپاس گزارم

    پاسخحذف
  13. با درود.مایه سرافرازی من است که از تارنگارم نت برداری کنید.اما نیازی به منبع هم نبودچون این نوشته ها به قلم فرشاد ابریشمی است.ولی من ندیدم توی کدام وبلاگت نوشتی؟

    پاسخحذف
  14. نوشین جان یادت نره بم سر بزنی با پستی جدید چشم به راهتم شاید خوشحال بشی.

    پاسخحذف
  15. سلام دوست عزیز

    شب چله (یلدا) شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی

    بر شما فرخنده باد

    پاسخحذف
  16. درود. با پست شیران ایرانزمین چشم به راهتم.پاینده ایران

    پاسخحذف
  17. نوشین جان پست شیران پارسی را برایت کامل تر کردم.بیا و ببین و به سایتی که گذاشتم برای رهنمایی سری بزن اما قسمت های جدید شیران پارسی رو بخوان

    پاسخحذف